عبدالملکی ها از طوایف «لکِ» زندیه اند
هدف از یادداشت حاضر این است که به طور خلاصه توضیح دهیم که: عبدالملکی ها از طایفۀ «لکِ» زندیه اند.گویش شان لکی است. مذهبشان همچون اکثر لکهای ایران «شیعۀ اثنی عشری» است. ارتباطات تاریخی فراوان با طوایف بزرگ لک ایران- از جمله طایفۀ لک زندیه- دارند. کتابها و سفرنامه های فراوانی وجود دارد که نویسندگانشان عبدالملکی ها را از طایفۀ «لکِ» زندیه میدانند و امروزه اکثر عبدالملکی های غرب ایران در مناطق لک نشین ساکناند.
طایفۀ لک: لَک نام طوایفی است ساکن در غرب ایران که به گویش لکی سخن میگویند. لکها جنوبیترین گروه از طوایف کرد ایران هستند و چون در آغاز پیدایی و تجمع خود حدودا صد هزار خانه بودهاند، آنها را «لک»؛ یعنی، «صد هزار» نامیدند. (مصاحب،ذیل واژه لک) طوایف لک که در لرستان زندگی میکنند غیر از طوایف لر هستند.
دلایل لک بودن عبدالملکی ها
· پسوند «وند» در طایفههای «لک» و «عبدالملکی»
· دلیل زبانی
· دلیل مذهبی
· دلیل تاریخی
· دلیل جغرافیایی
1- پسوند «وند» در طایفه های «لک» و «عبدالملکی»
بسیاری از طوایف لک زبان دارای پسوند «وند» هستند،فراگیری این پسوند چنان است که بسیاری وجود آن را نشاندهندۀ لک زبان بودن آن طایفه میدانند. در همۀ طوایف ایل عبدالملکی(فهروند،زینوند،شیخوند و کالوند) نیز پسوند «وند» وجود دارد.
پسوند «وند» به معنای جایگاه است و بعضیها به معنای «تبار» گفتهاند. داشتن پسوند در آخر نام طوایف روش معمولی در میان اقوام ایرانی است که علاوه بر آنکه باعث وحدت و شناسه در میان یک قوم میشود آن را از گروههای دیگر ایلی تمییز میدهد. در بلوچستان پسوند «زه» یا «زهی» معادل «وند» لکی است و پسوند «لو» در میان اقوام ترک دارای همین نقش است.
سیسیل جان ادموندز مینویسد: «نامهایی که به «وند» ختم میشوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها و «لک»ها شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی- لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ گاه نام محل نیست» (ادموندز،54:1383)
2- دلیل زبانی: گویش «عبدالملکی» از گویشهای جنوبی زبان کردی(لکی، گورانی،اورامی..)
گویش عبدالملکی همان گویش لکی- یکی از گویشهای جنوبی زبان کردی- است.گویشهای اصلی زبان کردی عبارتند از:
کردی شمالی(کرمانجی): جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی ،هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی (قوچانی، بیرجندی)، شکاکی ، وانی ،جهزیری، بادینانی
کردی مرکزی(سورانی):مکریانی ، پشدری،خوشناوی ، اربیلی ، گروسی ، اردلانی ، سلیمانیهای ، ورماوهای، گرمیانی ، کولیایی ، کرکوکی ، بنگردی ، رواندزی ، جافی
گویشهای جنوبی کردی: کرمانشاهی ، کلهری ، سنجابی ، لکی، عبدالملکی، فیلی، گورانی(اورامی)
همانطور که ملاحظه میشود گویش عبدالملکی همراه با گویشهای لکی و اورامی از یک خانوادۀ زبانی اند و اصلاً یک زباناند، فقط اورامیها توانستهاند شکل و محتوای زبانشان را بهتر از لکها حفظ کنند و لکها تغییراتی جزیی در زبانشان به وجود آمدهاست.
بنابراین صرفا به دلیل شباهت گویش عبدالملکی با اورامی،نمیتوان خاستگاه عبدالملکیها را منطقۀ اورامانات دانست. چنانکه دکتر کردستانی نیز دراینباره می گوید: « در زمینه گویش کردان عبدالملکی باید افزود که هیچگونه ارتباط منطقی و دلیل تاریخی مبنی بر انتساب ریشه ایلی ایشان به منطقه اورامان در دست نیست و واضح است که مقوله هویت و ریشه قومی و قبیله ای و انتساب به منطقه جغرافیایی مشخصی هرآینه با موضوع زبان و گویش ساکنان آن منطقه دو مقوله جدا و دو شناسه فرهنگی متمایز تلقی می گردد... ایل و تبار کردان عبدالملکی را نیز به صرف گویش مشابه اورامی ایشان؛ نمی توان به منطقه اورامان منسوب نمود و لذا ادعای اورامی الاصل بودن ایشان؛ هیچگونه پشتوانه مستند و دلیل منطقی و تاریخی و فرهنگی ندارد.» (برگرفته از سایت ایشان http://www.sorankurdistani.com)
جدول تطبیق واژگان لکیِ زندیه و عبدالملکی
|
فارسی |
لکی (زندیه) |
عبدالملکی |
|
آب |
ئاو |
ئاو |
|
آبی |
کاوو kaû |
کاوو kaû |
|
انگشت |
کلک |
کلک |
|
بالا |
بان |
بان |
|
بچه |
ئایل |
ئایل |
|
برادر |
كاکه |
كاکه |
|
پاره |
کُت kot |
کُت kot |
|
پدر، بابا |
باوه |
باوه |
|
پسر |
کور |
کور |
|
چشم |
چه م |
چه م |
|
خوب |
خاس |
خاس |
|
دروغگو |
دروزن |
دروزن |
|
روز |
ڒووژ |
ڒوو |
|
زن |
ژه ن |
ژه ن |
|
زیاد |
فره |
فره |
|
سبز |
سه وز |
سه وز |
|
سفید |
چه رمی |
چه رمی |
|
سلامت |
آزا |
آزا |
|
شب |
شو |
شو |
|
شکم |
گئی یه |
گئی یه |
|
غروب |
ئیوواره |
ئیوواره |
|
کوچک |
بیچوک |
بیچوک |
|
لب |
لچ |
لچ |
|
ما |
ایمه |
ایمه |
|
ماه |
مانگ |
مانگ |
|
مرد |
پێا |
پێا |
|
من هم ! |
منیش! |
منیش! |
3- دلیل مذهبی: «عبدالملکی»ها و «لک»ها از طوایف شیعی کرد ایران
بیشتر لکهای ایران مسلمان و «شیعه» هستند اما تعدادی از طوایف آنان نیز دارای مذهب «اهل حق» میباشند و زیارتگاههای «بابایادگار» در منطقهی ریجاب و «سلطان اسحاق» در منطقهی «اورامانات» مورد احترام آنها میباشد. عبدالملکی ها نیز مانند اکثر لکهای ایران، پیرو مذهب «تشیع» هستند؛اما اکثر عشایر منطقۀ اورامانات پیرو مذهب سنی شافعی اند.
4- دلیل تاریخی:
الف- عبدالملکیها، طایفهای از لکهای زندیه
طایفه زند نام یکی از طوایفلک است. اصالت طوایف زند بر میگردد به لکهای کوچ رو که در الشتر زندگی میکردهاند. لکهای الشتر از نسل امرای حسنویه میباشند که ازکرد های شهرزور بوده و به این منطقه مهاجرت کردهاند.
سر پرسی سایکس، بهرام افراسیابی، محمدعلی سلطانی، محمد امین زکی، اسکندر امان الهی، ایل بگ جاف، بارون دوبد، سیروس بهرام، عبداالله شهبازی و دکتر جان.ر. پری بر این نظرند که خاندان زند یکی از طوایفلک است.
افضل الملک کرمانی، طایفۀ عبدالملکی را از طوایف لک زندیه میداند و در کتابش مینویسد: «ايلات دارالايمان قم، اصل آنها از مملكت فارس است. در عهد خاقان شهيد، آقا محمدشاه بزرگ، آنها را كوچانيده، در قم مسكن دادند.اين ها هفت طايفه مي باشند كه كلاً جزو زند محسوب مي شوند و هر دسته را به اسامي مختلف مي نامند... و بيش تر اينها به طايفه لكمشهورند. همه شجاع و پردل و دلاور، با قدم هاي كشيده و شانه هاي پهن و ابروان و چشمان درشت كه بر حسب تركيب و صورت و هيبت و هيأت، از اكثر جوانان اهل ايران امتياز مخصوص دارند. اينها هنوز سبك اهليت را از دست نداده اند و كليّةً شجاع و پردل و سوار هستند؛ با همان قباهاي دراز و تفنگ هاي قديم، كهنه، فتيله ي و ونكي كه بند آنها از قاطمهاست... چنان چابكي و زبردستي دارند كه هريك از آنها مي توانند كه خود را از ميان پنجاه نفر سوار و غلام شهري كه اهل نظامند به سلامت در ببرند. تعداد نفوس اين طوايف سبعه كه زنديه هستند از قرار ذيل است: 1- طایفۀ زند،2- طايفه گائيني،3- طايفه سعدوند،4- ديگر از هفت طايفه در قم كه جزو زنديّه هستند، طايفه عبدالملكي است. 5- طايفه كلهر، 6- طايفه كرزه بر، 7- طايفه لَشَني» (کرمانی،86:1336)
این نویسنده در کتاب رکنالاسفار نیز مینویسد: «در مازندران چند نفر امرای نامی و صاحب منصب نظامی وجود دارد که هر کدام سوار و پیاده ابواب جمعی دارند،از آن جمله اعظامالملک رئیس طایفۀ عبدالملکی جزء زندیه...» (اکرمانی،94:1373)
لیدی مری شیل، در کتابش عبدالملکیها را از طایفۀ لک در مازندارن میداند:
Tribes in Mazenderan.
Kajjar- 2000 houses.
Abdool Melekee- 600 tents and houses. Leks.
Khajehwend- 400 tents and houses. Leks.
Janbegloo- 50 houses. Toorks.
Imamloo- 50 houses. Toorks.
Oosanloo- 50 houses. Toorks.
Afshar- 100 houses. Toorks
طایفه ها در مازندران
قاجار، 2000 خانه
عبدالملکی، 600 خیمه و خانه بوده و لک هستند
خواجهوند،400 خیمه و خانه بوده و لک هستند
جهانبیگلو، 50 خانه بوده و ترک هستند
ایماملو، 50 خانه بوده و ترک هستند
اصانلو، 50 خانه بوده و ترک هستند
افشار، 100 خانه بوده و ترک هستند
تا پیش از به قدرت رسیدن آقامحمدخان قاجار، عبدالملکیها و طایفۀ لک زند همواره در کنار هم بودند اما بعد از انقراض سلسلۀ زندیه آقامحمد خان، طوایف بزرگ قوم لک(عبدالملکی،خواجهوند،کلهر، مافی) را به همراه زندیه به شهرهای دور افتاده تعبید کرد تا دیگر متحد نشوند و علیه قاجاریه قیام نکنند. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در اینباره می نویسد: « حضرت همایون[آقا محمدخان قاجار] در عمارت وکیل نزول اجلال فرمودند و نواب حسینقلی خان را از اصفهان به شیراز طلبیده و نیابت فارس را به حاجی ابراهیم خان دادند و اهل و عیال لطفعلی خان[زند] را با دوازده هزار خانوار از کلهر و مافی و خواجهوند و عبدالملکی کوچانیده به استرآباد فرستادند» (اعتمادالسلطنه،1418:1367)
5- دلیل جغرافیایی: اکثر عبدالملکیها در استانها و شهرهای لکنشین ایران ساکناند
قدیم ترین سند تاریخی درباره عبدالملکی ها، نشان از سکونت آنها در لرستان و کرمانشاهان دارد. حمداله مستوفی در سال (۷۳۰ ه.ق/۱۳۳۰م)، در کتاب تاریخ گزیده از ایل اوملکی نام میبرد كه همراه با ۲۴ طایفه دیگر کُرد از مناطق جبل السماق شام (کردستان سوریه کنونی) به مناطق لرستان كوچ كردند. این رویداد در اوایل سده ششم قمری رخ داد. عبدالملکی ها از قرن ششم تا قرن دوازدهم قمری در لرستان و کرمانشاهان(مناطق لک نشین) زندگی کردند.
بعد از اینکه کریم خان زند به حکومت رسید،گروههای زیادی از طوایف لک را به فارس(شیراز) کوچاند. عبدالملکی ها نیز به همراه دیگر این طوایف در این زمان به شیراز(محله موردستان) کوچ کردند.حاج میرزا حسن فسایی می نویسد:« موردستان،در زمان سلطنت کریم خان زند طاب ثراه،مسکن طایفه عبدالملکی که از ایلات کرمانشاهان و لرستان اند بود و بعد از آنکه جناب حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله،ایلات را از شهر شیراز اخراج نمود،این موردستان ویرانه گردید» (فسایی،876:1378)
لکها در سرتاسر ایران پخش شدهاند، ولی در غرب ایران تمرکز بیشتری دارند. با استقرار مملکت داری به شیوه نوین و تقسیم کشور به واحدهای سیاسی به نامهای ایالات، ولایات و آنگاه استانها، لکها نیز، بین چندین واحد کشوری تقسیم شدند. امروزه لکها در غرب ایران، عمدتا در استانهای لرستان، همدان، ایلام، کرمانشاه، کردستان، زنجان، و آذربایجان غربی، زندگی میکنند.
سکونتگاه اصلی لکها شرق و شمال و غرب لرستان، جنوب و غرب استان همدان، شرق استان کرمانشاه و شرق استان ایلام است. لکها بیشتر در شهرهای، الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، درهشهر، آبدانان، تویسرکان،نهاوند، کرمانشاه و خرمآباد و همدان ساکناند.
اکثر عبدالملکیهای غرب ایران نیز در این مناطق و خصوصا شهرهای تویسرکان،نهاوند و همدان (مناطق لک نشین) ساکناند.